به املاک با چشم یک تحلیلگر مالی نگاه میکنم.
چون واقعاً همین هستم. سه سال در دبی، با پیشینهای مالی که در تهران و سئول ساخته شده، و یک قانون ساده: ترجیح میدهم یک معامله را از دست بدهم تا اینکه مشتری را به بیراهه ببرم.

در تهران بزرگ شدم. اولین رشتهام مهندسی بود؛ مهندسی عمران و نقشهبرداری را در دانشگاه تهران، رقابتیترین دانشگاه فنی کشور، خواندم. اما آنچه همیشه برایم جالب بود، حرکت پول بود.
برای همین سراغ MBA مارکتینگ در دانشگاه علامه طباطبائی رفتم، یکی از بهترین دانشکدههای مدیریت ایران، و هر ترم رتبهی اول کلاس شدم. بعد بهعنوان تنها نمایندهی دانشگاهم با بورس کامل، یک ترم تبادلی در دانشگاه هانکوک سئول با تمرکز بر فاینانس گذراندم.
همین ترکیب است که شکل کار امروزم را میسازد. مهندسها چیزی میسازند که باید زیر فشار دوام بیاورد. آدمهای مالی برایش قیمت میگذارند. من قبل از اینکه چیزی پیشنهاد بدهم، هر دو را انجام میدهم.
در سال ۲۰۲۳ از دو دانشگاه هلند پذیرش گرفته بودم و قرار بود به هلند بروم. بعد یک پیشنهاد کاری از دبی رسید و به جایش آن را قبول کردم.
سه سال بعد، خوشحالم که این کار را کردم. اروپا سرمایهی قدیمی دارد؛ دبی سرعت سرمایهای را دارد که همین حالا در حال حرکت است. میخواستم جایی باشم که تصمیمها سریع گرفته میشوند، دادهها شلوغترند، و کسانی که معامله میبندند همانهایی هستند که شهر را میسازند. اینجا همانجاست.


پیشینهام مالی است. ملک هم فقط یک دارایی است، مثل هر دارایی دیگر.
داراییای با جریان نقدی، بازدهی و شکافهای قیمتگذاری. پیش از آنکه اولین ملک را در دبی بفروشم، در یک کارگزاری در تهران سهام را ارزشگذاری میکردم و مدل مالی میساختم.
یک نکتهی جالب: روزهای اول که دربارهی بازار دبی میخواندم، همهی مشاورها از ROI حرف میزدند. مدام با خودم میگفتم: ROI چی؟ بازده سرمایهگذاری در ملک دو بخش دارد: بازدهی اجاره و رشد قیمت. بیشتر مشاورها یکی از این دو عدد را میگویند و اسمش را میگذارند ROI، بدون اینکه بگویند کدام را.
همین فاصله، بین حرفی که بازار میزند و کاری که دارایی واقعاً میکند، دلیلی شد که شروع کنم به انتشار داده. وقتی خودم تحلیلگر مالی بودم این سطح از تحلیل را قبول نمیکردم، پس مشتریهای من هم نباید مجبور باشند قبول کنند.
صادق، بهصورت پیشفرض.
اگر ملکی به درد شما نخورد، همان را میگویم، حتی اگر کمیسیونش را از دست بدهم. اینطوری شب راحتتر میخوابم. مشتریها هم دقیقاً به همین خاطر برمیگردند، نه برخلاف آن.
اول تحلیل، بعد فروش.
قبل از کار در دبی، در یک کارگزاری در تهران سهام قیمتگذاری میکردم و در یک شرکت سرمایهگذاری خصوصی تأمین مالی را اداره میکردم. اول تحلیل میکنم، بعد پیشنهاد میدهم. گاهی نتیجهی تحلیل این است: نخرید.
نگاه منطقهای، نه فقط دبی.
کسبوکار و فرهنگ کره جنوبی، تایوان، مالزی، عمان، ترکیه، گرجستان و ارمنستان را از نزدیک دیدهام. دبی جدا از همهچیز نیست. وقتی بازارهای دیگر را ببینید، این یکی را هم بهتر میخوانید.
دوزبانه، با چند جملهی اضافه.
انگلیسی و فارسی را روان کار میکنم. کرهای و عربی هم در حد باز کردن سر صحبت بلدم؛ برای یخشکنی خوب است، اما معامله را همیشه عددها میبندند، نه احوالپرسی.
تکواندو را از بچگی در ایران شروع کردم. بیست سال بعد، دارندهی کمربند مشکی دان پنجم و قهرمان ملی بازیهای دانشگاهی هستم. در سال ۲۰۲۴ جوانترین داور بینالمللی تاریخ ایران شدم.
چیزی که روی تاتامی یاد میگیرید، همهجای زندگی خودش را نشان میدهد. آمادگی. خویشتنداری. اینکه کِی فشار بیاورید و کِی صبر کنید. زمان درست برای تمام کردن.

میخواهید با هم صحبت کنیم؟
اگر به سرمایهگذاری در املاک دبی فکر میکنید و دنبال گفتوگویی هستید که بهجای فروش با داده شروع شود، در باز است.